تغییر رهبری که معنای بسیار فراتر از جابجایی مدیریت دارد
تصمیم نوکیا برای انتصاب مدیر سابق زیمنس، اما فالک، به عنوان رئیس بخش زیرساخت موبایل خود صرفاً یک تغییر مدیریتی دیگر نیست. این نمایانگر یک تغییر استراتژیک بزرگ به سمت اتوماسیون صنعتی، فناوری عملیاتی (OT) و اکوسیستمهای زیرساخت مبتنی بر هوش مصنوعی است.
برخلاف مدیران سنتی مخابرات که تخصصشان بر کارایی طیف و تکامل شبکه موبایل متمرکز است، فالک از زمینه سیستمهای صنعتی با ارتباط عمیق به اتوماسیون، زیرساخت هوشمند و مهندسی محاسباتی میآید. این تمایز اهمیت دارد.
صنعت مخابرات به تدریج فراتر از نقش تاریخی خود به عنوان ارائهدهنده اتصال حرکت میکند. مرحله بعدی رشد بستگی به این دارد که فروشندگان مخابراتی چگونه به طور مؤثر با محیطهای صنعتی که در آن ماشینها، حسگرها، روباتها، موتورهای هوش مصنوعی و سیستمهای عملیاتی زمان واقعی باید به طور یکپارچه همکاری کنند، ادغام شوند.
شبکههای مخابراتی در حال تبدیل شدن به پلتفرمهای کنترل صنعتی هستند
برای سالها، اپراتورهای مخابراتی عمدتاً بر افزایش پهنای باند، کاهش تأخیر و بهبود استانداردهای بیسیم نسل به نسل تمرکز داشتند. در حالی که این نوآوریها همچنان مهم هستند، دیگر فرصت بازار را به طور کامل تعریف نمیکنند.
تأسیسات صنعتی مدرن اکنون به سیستمهای ارتباطی قطعی نیاز دارند که قادر به پشتیبانی از:
-
روباتهای خودران
-
تولید با کمک هوش مصنوعی
-
هماهنگی ماشینها در زمان واقعی
-
سیستمهای لجستیک هوشمند
-
پلتفرمهای نگهداری پیشبینیشده
-
دوقلوهای دیجیتال صنعتی
-
استنتاج هوش مصنوعی مبتنی بر لبه
کارخانهها، بنادر، انبارها، تأسیسات انرژی و مراکز حملونقل در حال تبدیل شدن به اکوسیستمهای عملیاتی بسیار متصل هستند. در این محیطها، شبکه خود بخشی از معماری کنترل میشود نه فقط یک لایه ارتباطی ساده.
این گذار دقیقاً دلیل اهمیت استراتژیک حرکت نوکیا است.
چرا سابقه اما فالک در زیمنس اهمیت دارد
تجربه اما فالک در زیمنس زیرساخت هوشمند به نوکیا دسترسی مستقیم به تخصص اتوماسیون صنعتی میدهد که فروشندگان سنتی مخابراتی به طور تاریخی فاقد آن بودهاند.
محیطهای اتوماسیون صنعتی تحت نیازهای کاملاً متفاوتی نسبت به شبکههای موبایل مصرفکننده عمل میکنند. پایداری، همگامسازی، تأخیر قطعی، امنیت سایبری، افزونگی و تداوم عملیاتی اغلب از سرعت خام مهمتر هستند.
از دیدگاه من به عنوان یک مهندس اتوماسیون صنعتی، این جایی است که فروشندگان مخابراتی باید تکامل یابند اگر میخواهند در بلندمدت مرتبط باقی بمانند.
مشتری صنعتی آینده تنها اتصال را خریداری نخواهد کرد. آنها راهحلهای عملیاتی کاملاً یکپارچه را که ترکیبی از موارد زیر است، طلب خواهند کرد:
-
شبکههای خصوصی بیسیم
-
اترنت صنعتی
-
رایانش لبهای
-
تحلیلهای هوش مصنوعی
-
امنیت سایبری فناوری عملیاتی (OT)
-
یکپارچهسازی SCADA
-
ارتباط ماشین به ماشین
-
سیستمهای هماهنگی در زمان واقعی
نوکیا به وضوح این تغییر را درک میکند.
زیرساخت هوش مصنوعی مهمتر از هیاهوی هوش مصنوعی است
یکی از واقعیتهای کمتر دیدهشده در بحثهای امروزی هوش مصنوعی این است که خود هوش مصنوعی بدون زیرساخت فیزیکی قابل اعتماد نمیتواند ارزش ایجاد کند.
بسیاری از سازمانها به شدت روی مدلهای زبان بزرگ، واحدهای پردازش گرافیکی و رایانش ابری تمرکز دارند در حالی که اهمیت موارد زیر را دست کم میگیرند:
-
پایداری شبکه برق
-
شبکهبندی صنعتی
-
زیرساخت حسگر
-
سیستمهای جمعآوری داده
-
قابلیت پردازش لبهای
-
ارتباط بیسیم قطعی
-
یکپارچهسازی اتوماسیون صنعتی
در واقعیت، هوش مصنوعی تنها زمانی تحولآفرین میشود که بتواند مستقیماً با عملیات فیزیکی تعامل داشته باشد.
یک الگوریتم نگهداری پیشبینیکننده بدون دادههای حسگر قابل اعتماد بیفایده است. سیستمهای لجستیک خودران بدون اتصال با تأخیر کم شکست میخورند. کارخانههای هوشمند بدون شبکههای کنترل صنعتی همگامشده نمیتوانند کار کنند.
به همین دلیل است که زیرساخت هوش مصنوعی صنعتی ممکن است در دهه آینده به یکی از ارزشمندترین بخشهای فناوری تبدیل شود.
ظهور سیستمهای زیرساخت یکپارچه
ما وارد مرحلهای میشویم که مرزهای سنتی بین صنایع در حال ناپدید شدن است.
مخابرات، رایانش ابری، اتوماسیون صنعتی، سیستمهای انرژی و پلتفرمهای هوش مصنوعی در حال ادغام به اکوسیستمهای عملیاتی یکپارچه هستند.
از نظر عملی، این به معنای:
-
موتورهای هوش مصنوعی که مستقیماً در لبه شبکه فعالیت میکنند
-
زیرساخت بیسیم یکپارچه با اتوماسیون کارخانه
-
سیستمهای انرژی متصل به پلتفرمهای کنترل هوشمند
-
داراییهای صنعتی که به طور مداوم از طریق تحلیلهای هوش مصنوعی نظارت میشوند
-
تصمیمات عملیاتی در زمان واقعی که به صورت خودکار در چندین سیستم اجرا میشوند
این همگرایی به طور بنیادی نحوه طراحی و مدیریت تأسیسات صنعتی را تغییر خواهد داد.
فروشندگان مخابراتی که نتوانند خود را با این تحول صنعتی تطبیق دهند، در خطر تبدیل شدن به ارائهدهندگان پهنای باند کالایی با حاشیه سود کاهشیافته هستند.
شبکههای خصوصی بیسیم و هوش مصنوعی لبهای رشد صنعتی را پیش خواهند برد
یکی از واضحترین روندهای امروز رشد سریع 5G خصوصی و محاسبات لبه صنعتی است.
اپراتورهای صنعتی به طور فزایندهای زیرساخت بیسیم محلی را ترجیح میدهند زیرا این موارد را فراهم میکند:
-
کنترل بهتر امنیت سایبری
-
کاهش تأخیر
-
قابلیت اطمینان عملیاتی بالاتر
-
شخصیسازی بیشتر شبکه
-
حاکمیت داده بهبود یافته
-
زمان پاسخ سریعتر هوش مصنوعی
هوش مصنوعی لبه بهویژه مهم است زیرا سیستمهای صنعتی اغلب نیازمند تصمیمگیری فوری بدون وابستگی کامل به پلتفرمهای ابری متمرکز هستند.
برای مثال:
-
خط مونتاژ رباتیک نمیتواند در رویدادهای ایمنی منتظر تأخیر ابر باشد
-
وسایل نقلیه خودران در داخل بنادر نیازمند تصمیمگیری موقعیتیابی در زمان واقعی هستند
-
سیستمهای انرژی نیاز به قابلیت پاسخدهی فوری به خطا دارند
-
پلتفرمهای نگهداری پیشبینی باید به طور مداوم دادههای ارتعاش و حرارتی را تحلیل کنند
اینجاست که نوکیا به نظر میرسد به طور تهاجمی موقعیتگیری میکند.
دیدگاه من درباره جهتگیری بلندمدت نوکیا
به نظر من، استراتژی نوکیا کمتر درباره رقابت مستقیم در بازارهای سنتی مخابرات است و بیشتر درباره تبدیل شدن به یک شرکت زیرساختی بنیادی برای صنعت ۴.۰ است.
این فرصت بسیار بزرگتری است.
تحول دیجیتال صنعتی در سطح جهانی هنوز در مراحل اولیه است. بسیاری از کارخانهها هنوز با سیستمهای OT پراکنده، زیرساختهای قدیمی و ادغام محدود هوش مصنوعی کار میکنند. شرکتهایی که قادر به ارائه پلتفرمهای یکپارچه اتصال صنعتی و اتوماسیون باشند، مزایای استراتژیک عظیمی خواهند داشت.
شرکتهایی که در دهه آینده تسلط خواهند داشت لزوماً آنهایی نیستند که سریعترین شبکههای بیسیم مصرفکننده را دارند. بلکه ممکن است سازمانهایی باشند که بهطور موفقیتآمیز:
-
هوش مصنوعی
-
اتوماسیون صنعتی
-
زیرساخت لبه
-
شبکه خصوصی بیسیم
-
سیستمهای هوشمند انرژی
-
امنیت سایبری صنعتی
-
هوش عملیاتی در زمان واقعی
تصمیم اخیر رهبری نوکیا به شدت نشان میدهد که این شرکت این واقعیت را به رسمیت میشناسد.
نتیجهگیری
انتصاب اما فالک بیش از یک تغییر پرسنلی است—این نشانهای واضح است که نوکیا آینده مخابرات را در همگرایی با اتوماسیون صنعتی و زیرساخت هوش مصنوعی میبیند.
صنعت مخابرات در حال تحول از خدمات ارتباطی به سمت پلتفرمهای هماهنگی عملیاتی است که قادر به پشتیبانی از کل اکوسیستمهای صنعتی هستند.
با تسریع پذیرش هوش مصنوعی در سراسر جهان، شرکتهایی که کنترل یکپارچهسازی زیرساختهای صنعتی را در دست دارند—نه فقط مدلهای نرمافزاری—ممکن است در نهایت شکلدهنده مرحله بعدی رهبری فناوری جهانی باشند.
